nature-12-jazzaab-ir 

تو کجائی سهراب ؟ 

آب را گل کردند

 چشم ها را بستند و چه با دل کردند

 
زخمها بر دلِ عاشق زدند

خون به چشمِ شقایق کردند 

تو کجایی سهراب ؟ 

تا ببینی در همین نزدیکی  

عشق را دار زدند 

 همه جا سایهٔ دیوار زدند  

تو کجائی  سهراب  که ببینی 

حالِ دلِ خوش

 مثقالی ست 

صبرکن سهراب   

آیا...؟؟؟ 

قایقت جا دارد ...!



تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 17:57 | نویسنده : نسرین |


کارت پستال های زیبا برای تبریک روز مادر سال 94 | 3



تاريخ : پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ | 21:1 | نویسنده : نسرین |

[تصویر:  2sb0gc0txp37bkf990.jpg]

بیاد کودکی



تاريخ : سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 7:59 | نویسنده : نسرین |

لحظه, تحویل, سال, 1394,لحظه سال تحویل 94 ,  ساعت تحویل سال 1394 , سال 94 سال چه حیوانی است, 

ان شاالله سال 1394 برای همه دوستان 

 سالی همراه با شادی و سلامتی باشه  

از همگی التماس دعا دارم  

وقت سال تحویل برای همدیگر دعا کنیم  

تا امسال همه دعا هامون مستجاب بشه   

ان شاالله



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 21:52 | نویسنده : نسرین |
خدايا سرده اين پايين 

از اون بالا تماشا کن... 

اگه ميشه فقط گاهي 

خودت قلب منو "ها" کن 

خدايا سرده اين پايين 

ببين دستامو مي لرزه  

ديگه حتي همه دنيا 

به اين دوري نمي ارزه 

تو اون بالا من اين پايين 

دوتايي مون چرا تنها ؟ 

اگه ليلا دلش گيره 

بگو مجنون چرا تنها؟!! 

بگو گاهي که دلتنگم  

از آون بالا تو مي بيني 

بگو گاهي که غمگينم  

تو هم دلتنگ و غمگيني 

خدايا...من دلم قرصه!! 

کسي غير از تو با من نيست 

خيالت از زمين راحت  

که حتي روز...روشن نيست 

کسي اينجا حواسش نيست 

که دنيا زير چشماته  

يه عمره يادمون رفته  

زمين دار مکافاته!!! 

فراموشم ميشه گاهي  

که اين پايين چه ها کردم 

که روزي بايد از اينجا  

بازم پيش تو برگردم 

خدايا...وقت برگشتن 

يه کم با من مدارا کن 

شنيدم گرمه آغوشت  

اگه میشه منم جاکن



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 19:34 | نویسنده : نسرین |

بس شنیدم داستان بی کسی

بس  شنیدم قصه ی دلواپسی

قصه ی عشق از زبان هر کسی

گفته اند از نی حکایت ها بسی

حال بشنو از من این افسانه را

داستان این دل دیوانه را

چشمهایش بویی از نیرنگ داشت

دل دریغا سینه ای از سنگ داشت

با دلم انگار قصد جنگ داشت

گویی از ،با من نشستن ننگ داشت

عاشقم من عاشقم من، قصد هیچ انکار نیست

نیک با عاشق نشستن،عار نیست

کار او آتش زدن، من سوختن

در دل شب چشم بر در دوختن

من خریدن ناز  او نفروختن

باز آتش در دلم افروختن

سوختن در عشق را از بر شدیم

آتشی بودیم وخاکستر شدیم

از غم این عشق مردن باک نیست

خون دل هر لحظه خوردن باک نیست

آه  می ترسم شبی رسوا شوم

بدتر از رسواییم تنها شوم

وای  از این صید و آه از آن  کمند

پیش رویم خنده، پشتم پوزخند

بر چنین نامهربانی  دل مبند

دوستان گفتند و دل نشنید پند

خانه ای ویران تر از ویرانه ام

من حقیقت نیستم ،افسانه ام

گر چه سوزد پر ولی  پروانه ام

فاش می گویم که من دیوانه ام

تا به کی آخر چنین دیوانگی

پیلگی بهتر از این پروانگی

گفتمش آرام جانی؟... گفت نه!

گفتمش شیرین زبانی؟ ...گفت نه!

گفتمش نا مهربانی؟... گفت نه!

می شود یک شب بمانی؟ ...گفت نه!

دل شبی دور از خیالش سر نکرد

گفتمش  افسوس  او باور نکرد

خود نمی دانم خدایا ،چیستم

یک نفر با من بگوید، کیستم

بس کشیدم آه از دل بردنش

آه، اگرآهم بگیرد دامنش

با تمام بی کسی ها ساختم

وای بر من، ساده بودم ، باختم

دل سپردن دست او دیوانگی است

آه ، غیر از من کسی دیوانه نیست

گریه کردن تا سحر کار من است

شاهد من، چشم بیمار من است

فکر می کردم که او یار من است

نه، فقط در فکر آزار من است

نیتش از عشق، تنها خواهش است

دوستت دارم دروغی فاحش است

یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت

بغض تلخی در گلویم کرد و رفت

مذهب او هرچی بادا باد بود

خوش به حالش آنقدر آزاد بود

بی نیاز از مستی می، شاد بود

چشمهایش مست مادر زاد بود

یک شبه از عمر سیرم کرد و رفت

من جوان بودم، پیرم کرد و رفت



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 10:29 | نویسنده : نسرین |

ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،

چـــــون... 

 در آن گـلـه ای نـیـسـتــــ

گـاهـی ... 

سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد

یا 

 دلـی را بـدسـتـــــ مـی آورد

گـاهـی... 

 از دل تـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد

یا  

 بـغـضی  در گـلـو

گـاهـی...  

حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ

یا  

  سـخـن بـی کـلام  

گاهی سکوت ...
 

گـریـه بـی صـدای دل یـکـ “عـاشـق” اسـت 



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 19:42 | نویسنده : نسرین |

  عاشق کسی شدم

که  ...

با گذشت بود

این را زمانی  فهمیدم

که راحت از من گذشت

 

                                                                                      na 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 8:4 | نویسنده : نسرین |

 

ای نگاهت رونق فردای من  

در تو معنا میشود دنیای من  

ای کلامت بهترین ایثار عشق  

با تو ماندن ارزوست  رو یای من 

                                                                    ns  



تاريخ : دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 21:16 | نویسنده : نسرین |

barf_2_gif.gif



تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 7:52 | نویسنده : نسرین |

Very Confusing Animated ImagesVery Confusing Animated Images



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ | 7:43 | نویسنده : نسرین |

خدایا ساده از گناهانم بگذر



همانطور که



...

                                                         ns



تاريخ : یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ | 9:7 | نویسنده : نسرین |

خسته ام

انچنان که نای راه رفتن ندارم

دلشکسته ام

آنچنان که نای حرف زدن ندارم

کاش  حق انتخاب داشتم

در موندن یا رفتن 

شک نکن  که رفتن را انتخاب می کردم

 به ماندن در این دنیابا آدمهای  هزار رنگش

 

                                                                               ns



تاريخ : یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ | 9:44 | نویسنده : نسرین |

کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام

چند باشگاه زیبایی افکار بود

آخه...

مشکل امروز ما اندام ها نیست

افکارها ست



تاريخ : یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ | 8:25 | نویسنده : نسرین |

 

لحظاتی که بیاد منی

ضربان قلبم زیاد می شود

 فراموشم کن

تا ...

قلبم آرام بگیرد

                                                ns



تاريخ : دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ | 11:44 | نویسنده : نسرین |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.